عزیز دل مامانعزیز دل مامان، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

یکی میاد که متعلق به ماست

سه ماه از مادر بودن من گذشت

 S دختر نازم سه ماهش پر شد،و هرروز و هرروز مارو عاشقتر ميكنه،دخترم كاملا خانواده رو ميشناسه و براشون ميخنده ،مخصوصا مامان زهراش،روزي دوبار بايد به مامان زهرا و باباحسين سر بزنه وگرنه ميان دنبالش كه ببرنش برا شيرين كاري و دلبري، بابا رضا كه هرروز با لبخند تو انرژي مضاعف ميگيره و ميره سر كار،وقتي هم مياد خسته گي رو ميزاره پشت در و شمارو به آغوش ميكشه و باهات بازي ميكنه،دختر نازم يه عالمههه پيشبند داره كه گاهي كم مياريم از بس خيسشون ميكني با اب دهانت،جديدا صدايي مثل مي مي در مياري موقعي كه گريه ميخاي بكني ،عاشق مي مي كردنتم،گاهي هم وسط شير خوردن تو چشام زل ميزني و شروع ميكني حرف زدن،انگار داري تشكر ميكني كه جي جي خوشمزه بهت ميدم،اون...
5 آذر 1394
1